خرید بک لینک
زندگی بافتن یک قالیست

نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده

تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند

برچسب: زندگی چت,زندگی زیباست,زندگی نامه فردوسی,زندگینامه حافظ,زندگی چیست,زندگی پس از مرگ,زندگینامه مرتضی پاشایی,زندگینامه سعدی,زندگینامه امام حسین,زندگی خصوصی, نویسنده: باران احمدپور تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:08

در سحر گاه سر از بالش خوابت بردار!كاروانهای فرومانده خواب از چشمت بیرون كن !باز كن پنجره را !تو اگر باز كنی پنجره را،من نشان خواهم داد ،به تو زیبایی را .بگذر از زیور و آراستگیمن تو را با خود تا خانه خود خواهم بردكه در آن شوكت پیراستگیچه صفایی داردآری از سادگیش،چون تراویدن مهتاب به شبمهر از آن می بارد .باز كن پنجره رامن تو را خواهم برد؛به عروسی عروسكهایكودك خواهر خویش؛كه در آن مجلس جشنصحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس .صحبت از سادگی و كودكی است .چهره ای نیست عبوس .كودك خواهر من،امپراتوری پر وسعت خود را هر روز،شوكتی می بخشد .كودك خواهر من نام تو را می داند

برچسب: باز کن پنجره را که قناری می خواند,باز کن پنجره را,باز کن پنجره را که نسیم,باز کن پنجره را حمید مصدق,باز کن پنجره را و به مهتاب بگو,باز کن پنجره را که بهاران آمد,باز کن پنجره را صبح دمید,باز کن پنجره را ای دوست,باز کن پنجره را دخترکم فصل بهار است,باز كن پنجره را و به مهتاب بگو, نویسنده: باران احمدپور تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:08

کاش چون پاییز بودم کاش چون پاییز خاموش وملال انگیز بودم برگهای آرزوهایم , یکایک زرد می شد, آفتاب دیدگانم سرد می شد, آسمان سینه ام پر درد می شد ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می زد اشک هایم همچو باران دامنم را رنگ می زد. وه ... چه زیبا بود, اگر پاییز بودم وحشی و پر شور ورنگ آمیز بودم, شاعری در چشم من میخواند ...شعری آسمانی در کنارم قلب عاشق شعله می زد, در شرار آتش دردی نهانی نغمه ی من ... همچو آواری نسیم پر شکسته عطر غم می ریخت بر دلهای خسته. پیش رویم : چهره تلخ زمستان جوانی پشت سر : آشوب تابستان عشقی ناگهانی سینه ام : منزلگه اندوه و درد وبد گمانی. کاش چون پاییز بود

برچسب: كاش چون پاييز بودم,كاش چون پاییز بودم,کاش چون پاييز بودم,ای کاش چون پاییز بودم,کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم, نویسنده: باران احمدپور تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:08

گاهی زندگی سخت است و گاهی ما سخت ترش می کنیم ... گاهی آرامش داریم، خودمون خرابش می کنیم ... گاهی خیلی چیزا رو داریم اما محو تماشای نداشته هامون میشیم ... گاهی حالمون خوبه اما با نگرانی فردا خرابش می کنیم ... گاهی میشه بخشید اما با انتقام ادامش می دیم ... گاهی باید انصراف داد اما با حماقت ادامه می دیم ... و گاهی ... گاهی ... گاهی ... تمام عمر اشتباه می کنیم و نمی دونیم یا نمی خوایم بدونیم ... کاش بیشتر مراقب خودمون، تصمیماتمون و گاهی ... گاهی های زندگیمون باشیم ...

برچسب: گهگاهی سفر کن,گهگاهی که دلم میگیرد,گهگاهی دو خط شعری,گهگاهی دلم میگیرد,و گهگاهی, نویسنده: باران احمدپور تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 2:07

صفحه بندی